التماس..

من نه مذهبیم نه کافر...نه اونقدر خوبم که خیالم صددر صد راحت باشه نه اونقدر بدم که نخوام هیچوقت دعا کنم. من اینم خدایا...بنده از همه رونده شده و خسته ت که اخرین زورشو داره میزنه تا به خط پایان نزدیک شه. خط پایانی که تهش یا تباهیه یا تولد جدید. خدایا من یه قدم رو به سمتت برداشتم نمیشه ده قدمو برداری؟ التماست میکنم خدایا. کلی نذر و نیاز کردم. تو همیشه کنارم بودی. تو تمام مشکلاتم التماس کردم و ضجه زدم. خدایا میشه ایندفعه هم صدامو بشنوی؟ میشه همین امروز اتفاق بیفته؟؟ میگن بابت کاری اصرار نکنید اما من اصرار میکنم شدیدددد...چون میدونم میتونه روزنه ای باشه واسه توبه و فرار از گناه. و فرار از فکر و خیالی که مثل خوره افتاده تو جونم. خدایا التماست میکنم. به قرآنت قسم به پاکدامنی فاطمه زهرات قسم به سر بریده امام حسین قسم به امام علیت قسم به امام رضا قسم به امام زمان قسم ...التماست میکنم... همین امروز...اصرار میکنم. اصرار اصرار اصرار.. تو کارارو اسون کن من پای سختیاش هستم. نزار بیشتر ازین به بیراهه میرم. دستمو بگیر. فقط همین امروز...امروز..امروز...امروز..الان الان الان...خدایا اصرار میکنم. خدایا التماس میکنم. التماس میکنم. التماس میکنم. التماس میکنم.التماس میکنم...

 

هشت سال...

فقط خواستم بگم امروز تولد جداییمونه...هشت سالش تموم شد...مبارک تو و تمام روزهای خوبی که این مدت بدون من داشتی... هشت سال دفاع قلب بی دفاع من جلوی دلتنگی مبارک باشه... پیروز نشدم...اما ناامیدم نیسم...سپردم به خدا...ازش ی چیزایی خواستم میدونم حواسش هست...خدایا هشت ساله شد این جدایی...صدامو بشنو...بشنو...بشنو...دستمو بگیر.

خودت گفتی بخواه تا اجابت کنم...

خدایا این تو بودی که گفتی یک قدم به سمت بیا تا ده قدم به سمت تو بیام... خدایا من قدم هام شده هشت سال...نمیخوای بیای سمتم؟ دمت گرم... همین که با این همه غمباد و غصه و فکر و خیال تونستم زنده بمونم و دووم بیارم خودش یه معجزه ست از طرف تو...ولی خدایا جوونیم داره به سرعت برق و باد می ره و دیگه هیچ وقت هم برنمی گرده اینو خودت بهتر از من می دونی پس چرا بهم یه فرصت دیگه نمیدی تا حداقل خودمو آزمایش کنم ببینم عوض شدم یا نه...من بد بودم اصن من احمق بودم من در حق بنده ت خیلی بدی کردم. دلشو خیلی شکوندم اما این طوری تاوان دادن یکم زیادی نیس؟ تا کی میخوای تاوان بگیری ازم؟ تا کی عذابم می خوای بدی؟ صلاحم نیس؟ صلاحم چیه؟ غصه خوردن و تباه شدن؟ خدایا خودت داری میبینی که روز به روز بیشتر دارم گناههای روزمره مو توجیه میکنم. چرا جلومو نمیگیری؟ چرا کاری نمیکنی بشم همون بنده ای که ب عشق بهت زار میزد گریه میکرد میخندید..نفس می کشید. خدایا همش التماس همش دعا همش گریه... من اونو فقط از تو میخوام. نمیدونم یه کاری برام بکن... من بدم من گستاخم من احمقم من عقل تو سرم نیس...همه اینارو قبول دارم ولی خدایا من بنده توام. تو گفتی بنده من چیزی ازم بخواه تا اجابت کنم...من دارم ازت میخوام دارم التماس میکنم هرجوری هست نجاتم بده. کمکم کن هر جوری میتونی...همه جوره می تونی... دستمو بگیر...من دلم میخواد نجات پیدا کنم. نزار همین ته مونده نور امیدی هم که تو گوشه قلبمه خاموش شه. خدایا دارم غرق می شم کمکم کن. ازت التماس میکنم. کمک کن من نمیخوام قلبم انقدر سیاه شه که دیگه راه برگشتی نباشه. خدایا، التماست میکنم..کمکم کن کمکم کن کمکم کن... تو رو به امام علی که امروز روز شهادتشه قسمت می دم کمکم کن.. ای امام علی شفاعت منو پیش خدا بکن... این دفعه ضامن شو...التماس میکنم..خدایا کمکم کن...همین هفته..همین امروز...همین ساعت...همین لحظه...

...

برگرد...دلم برات تنگه بی اندازه... برگرد...دوستت دارم بی اندازه...برگرد...دوس دارم بغلت کنم بی اندازه...برگرد...برگرد...برگرد...ب هر قیمتی برگرد...برگرد...برگرد... برگرد...برگرد...برگرد...برگرد...برگرد...برگرد...